محمد باقر النجفي

47

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

« قريشى گفتند : محمّد در ماه حرام خونريزى مىكند ؛ اموال را مىگيرد و مردان را اسير مىنمايد و حرمت ماه حرام را مىشكند . » « 1 » واقدى گفته‌هاى قريش را در يك جمع‌بندى مختصر چنين ثبت كرده است : « فقالت قريش : قد استحلّ محمّد الشهر الحرام ، فقد أصاب الدم و المال و قد كان يُحرّم ذلك و يُعظّمه » . « 2 » چنين واكنشى از جانب قريش ، با موافقت عموم مسلمانان مدنى و مكّى روبرو بود و از لابلاى گفته‌هاى ثبت‌شده در منابع تاريخى مىتوان آن را به خوبى يافت كه به تصريح بيهقى : « گروهى از مسلمانان شروع به سرزنش آنها كردند . » تنها از روايت ابن‌شهاب زهرى دقيقاً معلوم مىشود كه « دو نفر ، از هم‌راهى با گروه هشت‌نفرى عبداللَّه بن جحش خوددارى كردند » . گفتنى است : جملهء : « و عنّفهم إخوانهم من المسلمين فيما صنعوا » ؛ « و مسلمانان ديگر ، ايشان را سرزنش مىكردند و سخن‌هاى سخت در حق ايشان مىگفتند . » « 3 » كه ابن‌اسحاق از آن ياد كرده است ، دقيقاً محقّقان را متقاعد مىكند كه اين خطا مورد تأسّف مسلمانان بوده و در مجموعهء تعليمات محمّد صلى الله عليه و آله نبوده است ؛ خاصه آن‌كه ابوجعفر محمّد بن جرير طبرى به صراحت بيشتر روايت عروه را نقل كرده است كه : « و عنّفهم المسلمون فيما صنعوا ، و قالوا لهم : صنعتم ما لَم تؤمروا به ، و

--> ( 1 ) . دلائل النبوة : ج 2 ، ص 216 ( 2 ) . « قريشيان گفتند : محمد حرمت ماه حرام را ناديده گرفته و خون و مال را مباح دانسته ! حال آن‌كه ( تاكنون ) ماه حرام را حرمت مىنهاد و بزرگ مىداشت . » همان . ( 3 ) . همان مدرك ، با ترجمهء پارسى ، ج 2 ، ص 532